مير تقي الدين كاشاني

129

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

بر جسدم گو حسود « 1 » تيغ بزن بىحساب * جوشن داود كى عاجز پيكان شود از سخن من همان گوش بدزدد حسود * ديو اگر فى المثل ، قارى قرآن شود ليك بجز « 2 » تيرگى هيچ نماند به دو * جهل مركب كجا ، حكمت يونان شود اى كه به رخ بىحجاب اشك وفا ريختى * خيز كه هر قطره زان ، مايهء طوفان شود اى كه به دل بىدريغ ، تخم بلا كاشتى * باش كه هر ريشه زان ، صاحب اغصان « 3 » شود خصم سيه روى تو همچو شريك خداى * گر نشود ممتنع ، نقص در امكان شود تا كند اين دود خشك اخگر قهر آشكار * تا كه درين باغ سبز ، غنچه نمايان شود در جگر خصم تو ، خوناب اخگر بود * در نظر خصم تو ، مژگان ، پيكان شود * * * دنيا و آخرت همه بگرفت دولتش * از فيض عدل ، اين دو سرا ، يك سراى كرد * * * مادر گيتى نزاييده‌ست يك صاحب كرم * نطفهء احسان ، امانت مانده در صلب عدم كوكب بدبين كه افتاده‌ست از تأثير چرخ * كار با جمعى كه نشناسد يكى نم را ز يم

--> ( 1 ) . اصل : حبيب . ( 2 ) . اصل : به هر . ( 3 ) . اصل : اعضا .